ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )
5
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )
بيان پراكندگى ممالك اندلس اندلس را ، زبر دستان و رؤساى اطراف كشور ، پس از آن رويدادها . ميان خود تقسيم كردند و هر كس بر چيزى ( قسمتى ) از آن چيره شد و جملگى بمانند ملوك الطوائف شدند اين امر زيان بخشترين پيش آمدها براى مسلمانان بود و بسبب آن دشمن كافر كه خدا او را پست بدارد به ملك آنها طمع ورزيد . و آنها جمعشان جمع نبود تا اينكه امير مسلمين على بن يوسف بن تاشفين ، چنان كه بخواست خداى بزرگ بيان خواهيم كرد ، آن بلاد را تصرف كرد . و اما قرطبه ، بر آنجا ، چنان كه بيان آن گذشت . ابو الحزم جهسور بن محمد بن جهور مستولى گرديد . وى از وزراء دولت عامرى و سابقه قديمى رياست داشت و مردى موصوف به خرد و هوشمندى ( دهاء ) بود . و پيش از آن دخيل در آن فتنهها و ماجراجوئيها نشده بود . بلكه در صيانت و حفاظت هم بسر ميبرد . همين كه محيط پاك و مساعد گرديد . و فرصت امكاناتى براى او بوجود آورد . بر قرطبه مسلط شد و امور آن را زير سرپرستى خود قرار داد و بحمايت شهر اقدام كرد . ظاهراً رتبهء امارت به خود انتقال نداد . بلكه تدبيرى انديشيد كه كسى ديگر پيش از او نينديشيده بود ، و آن اين بود كه چنين وانمود كرد كه حامى شهر است تا زمانى كه كسى كه استحقاق زمامدارى آن دارد . بيايد و مردم بر زمامدارى وى اتفاق داشته باشند . آنگاه او شهر را تسليم او خواهد كرد و پاسداران و نگهبانان بر درهاى قصور امارت گماشت و خود از خانهء خويش بدان كاخها نقل مكان نكرد و آنچه از اموال سلطانى دريافت ميشد بدست مردانى كه بر اين امر مرتب داشته بود ميسپرد و خود مشرف بر اعمال و كارهاى آنان بود . از مردم بازار سپاهيان تشكيل داد و ارزاق آنها ( حقوقشان ) را ربح دارائى ( سرمايهء ) كه در دست شان و بدهى و دين آنها بود تعيين كرد . نتيجه اين بود كه ربح سرمايه از خودشان ( بابت حقوق - ارزاق ) و سرمايهشان هم در تصرف خودشان باقيمانده بود و گاه و بيگاه آنان را متعهد ميكرد كه بهبينند چگونه دارائى آنان را حفظ كرده است . و سلاح ميان آنها